محمد ابراهيمى وركيانى

264

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

امام مجتبى كه به‌هيچ وجه اميدى به پيروزى بر معاويه نداشت و در صورت جنگ با او همه ياران و هواداران اهل‌بيت ( عليهم السلام ) را در معرض خطر جدى مىديد تصميم به صلحى مشروط با معاويه گرفت و فرزند ابوسفيان متعهد گرديد كه پس از خود انتخاب حاكم را به شوراى مسلمين واگذارد و متعرض هيچ فردى به خاطر جنگ‌هاى گذشته نگردد . ولى در مقام عمل به هيچ‌يك از تعهدات خود به‌صورت جدى عمل نكرد و سرانجام فرزند ناخلف خويش ، يزيد را به عنوان خليفه رسول ( ص ) خدا معرفى كرد و زمينه اعتراض و قيام مسلمانان از جمله امام حسين ( ع ) را فراهم آورد . امام حسن مجتبى ( ع ) اولين فرزند اميرالمؤمنين على ( ع ) و زهراى اطهر فاطمه ( عليها السلام ) بود كه از همان آغاز ملقب به فرزند يا سبط اكبر رسول خدا ( ص ) شد . به روايت مشهور ، او در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت « 1 » متولد شد . پيامبر ( ص ) حسن و حسين ( عليهما السلام ) را بهترين جوانان اهل بهشت معرفى كرد و آيات بسيارى از جمله آيه تطهير « 2 » و نيز آيه مباهله « 3 » در شأن ايشان نازل گرديده و گوياى منزلت آنان است . همچنين آيات سوره انسان كه حكايت از اطعام مسكين و اسير و يتيم دارد يكى از پرمعناترين آيات قرآنى در فضايل على ( ع ) و فاطمه ( عليها السلام ) و پيوسته با شخصيت امام حسن و امام حسين ( عليهما السلام ) است ؛ چه اينكه نزول اين آيات نيز به مناسبت روزه و نذر على ( ع ) و فاطمه ( عليها السلام ) براى شفاى اين دو نور پاك بوده است . راويان شيعه و اهل‌سنت به اتفاق نوشته‌اند : هيچ فردى از اهل‌بيت ( عليهم السلام ) همانند حسن بن على ( ع ) شبيه به رسول خدا ( ص ) نبوده است . « 4 »

--> ( 1 ) . شيخ كلينى در كتاب كافى ، ج 1 ، ص 461 تولد امام مجتبى ( ع ) را در ماه رمضان سال دوم ( سال جنگ بدر ) ذكر نموده است و اين قول ، صحيح‌تر به‌نظر مىرسد . زيرا براساس نقل مورخانى كه سال تولد امام حسين ( ع ) را نيز سال سوم دانسته‌اند ، اگر تولد امام حسين ( ع ) در ماه شعبان و تولد امام مجتبى در ماه رمضان باشد ، لازم مىآيد كه تولد آن دو بزرگوار به فاصله يك ماه بوده باشد . ( 2 ) . احزاب ( 33 ) : 33 . ( 3 ) . آل‌عمران ( 3 ) : 61 . ( 4 ) . بنگريد به : سيوطى ، تاريخ الخلفا ، ص 209 ؛ به نقل از : بخارى ، الصحيح ؛ ابن‌جوزى ، تذكرة الخواص ، ص 194 ؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، ص 359 - 267 ؛ مفيد ، الارشاد ، ج 2 ، ص 2 ؛ ابن‌عساكر ، تاريخ دمشق ، ج 4 ، ص 205 ؛ ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 155 .